آزمایش Leptospira :
◀︎این آزمایش در بخش بیوشیمی آزمایشگاه فجر انجام میپذیرد.

آمادگی بیمار

شرایط خاصی ندارد

زمان نمونه گیری

 زمان خاصی مد نظر نیست

نوع نمونه و نحوه جمع آوری آن

پلاسما و سرم و ادرار

موارد رد نمونه

همولیز و لیپمیک و ایکتر بودن

روش های آزمایش

 الایزا

تداخلات دارویی

ندارد

اطلاعات تکمیلی

 لپتوسپیروز یا تب شالیزار که با نام تب برنجکاران نیز نامیده می شود به عنوان یک بیماری مشترک بین حیوان و انسان مطرح بوده که به وسیله یک نوع اسپیروکت به نام لپتوسپیرا ایجاد می شود . در بسیاری از مناطق جهان ، لپتوسپیروز به عنوان یک بیمـاری آندمیک مطرح بوده و در این قبیل کشورها ، میزان وفور آلودگی در میان حیوانات ، از تعداد حیواناتی که علائم بیماری را از خود نشان می دهند به مراتب بیشتر است . ضایعات اقتصادی ناشی از بیماری در کانونهای آندمیک ، نسبتاً کم بوده و بیماری از نظر بهداشت عمومی حائز اهمیت فراوان می باشد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  به‌نظر مى‌رسد لپتوسپیروز گسترده‌ترین بیمارى مشترک بین انسان و حیوان در سرتاسر جهان است و حداقل ۱۶۰ گونه پستاندار را مبتلا مى‌سازد. عفونت در انسان عمدتاً در تابستان و پائیز در کشورهاى غربى و در مناطق استوائى اتفاق مى‌افتد.

ابتلاء به لپتوسپیروز در اثر تماس اتفاقى با آب آلوده (دوسوم موارد) یا ادرار یا یافت‌هاى حیوانات آلوده اتفاق میظافتد. لیپتوسپیرا از طریق غشاءهاى مخاطى یا پوست خراشیده وارد بدن مى‌شود. بعضى از شغل‌ها به‌طور ویژه پرخطر هستند مثل دامپزشکان، کشاورزان، کارگران در تماس با فاضلاب، و کارکنان کشتارگاه و شیلات.

عفونتهای لپتوسپیرایی معمولا در اثر تماس غیرمستقیم انسان یا دام با آب، خاک یا غذای آلوده شده توسط ادرار آلوده تعداد زیادی از حیوانات وحشی یا اهلی حامل (Carrier) حاصل میشود.

همچنین در اثر تماس مستقیم با ادرار یا بافتهای حیوانات مبتلا، بیماری منتقل میشود.  اجرام بیماریزای لپتوسپیرا از طریق زخم یا خراشهای ایجاد شده برروی پوست بدن، سطوح مخاطی، بافت ملتحمه چشم، تنفس قطرات ریز و معلق (آئروسل) مایعاتی که واجد اجرام لپتوسپیرا هستند وارد بدن میشوند.

اجرام لپتوسپیرا بلافاصله وارد جریان خون شده و شروع به تزاید میکنند و بدینصورت مرحله حضور اجرام لپتوسپیرایی در خون (Leptospiremia) که 7 تا 10 روز پس از شروع بیماری ادامه می یابد فرا میرسد.  در طی این مرحله از بیماری اجرام لپتوسپیرایی را به آسانی میتوان از خون جدا نمود.

10 روز پس از شروع بیماری و زمانی که پادتنها را میتوان اندازه گیری نمود، اجرام لپتوسپیرایی که در لوله های کلیوی جایگزین شده اند از طریق ادرار دفع میشوند (Leptospiruria)  .

این مرحله از بیماری (لپتوسپیروریا) ممکن است تا مدتها دوام داشته باشد.  در طی این مرحله میتوان اجرام لپتوسپیرایی را از ادرار یا بافت کلیه (حیوانات تلف شده) جدا نمود.

دوره کمون از ۲۶-۲ روز متفاوت است.

به‌طور تیپیک لپتوسپیروز دو فاز دارد به‌طورى‌که پس از فاز حاد لپتوسپیرمی، فاز ایمن لپتوسپیرورى پدید مى‌آید.

فاز ابتدائى لپتوسپیرمى با شروع ناگهانى سردرد (معمولاً فرونتال)، دردهاى عضلانى شدید (مخصوصاً در ران‌ها و کمر)، هیپرستزى پوست، لرز، و تب مشخص مى‌شود.

شایع‌ترین یافته‌هاى بالینى تب و پرخونى (Suffusion) ملتحمه هستند.

یافته‌هاى کمتر شایع شامل حساسیت عضلات، لنفادنوپاتی، هپاتواسپلنومگالی، پرخونى (Injection) حلق، و راش‌هاى پوستى مى‌باشد.

اکثر بیماران طى یک هفته بدون علامت مى‌شوند.

فاز ایمن پس از ۳-۱ روز دوره بدون علامت قبلى است؛ علائم و نشانه‌هاى مننژیت در ۱۵ درصد از موارد دیده مى‌شود.

حتى در غیاب نشانه‌هاى مننژه، پلئوسیتوز CSF  پس از ۷ روز در ۹۰-۵۰ درصد از موارد وجود دارد. در فاز دوم تب ممکن است ایجاد شود ولى غالباً شدت کمترى دارد و معمولاً فقط ۳-۱ روز طول مى‌کشد.

سندرم ویل (Weil’s syndrome) شدیدترین شکل لپتوسپیروز است و در ۱۰-۵ درصد از موارد اتفاق مى‌افتد و با زردی، اختلال عملکرد کلیه، استعداد به خونریزی، و مرگ و میر بالا مشخص مى‌شود.

اتیولوژی

عامل بیماری ، باکتری از نوع اسپیروکت ، به نام لپتوسپیرا بوده که در یک تقسیم بندی کلی به دو گروه بیماریزا و غیر بیماریزا تقسیم بندی می شوند .

لپتوسپیراها هوازی اجباری اند و هنگامی که در یک محیط مناسب و در دمای 30- درجه سانتیگراد کشت داده شوند، دوره تولیدمثل و تکثیر آنها 7 تا 12 ساعت است.  در محیط کشت نیمه جامد محتوی 02/0  درصد آگار، رشد باکتری بصورت حلقه هایی در پایین سطح محیط به راحتی قابل مشاهده است.

رشد حلقه ای ممکن است در کشتهای اولیه که به منظور جداسازی اجرام لپتوسپیرایی فراهم میشوند، حتی بعد از گذشت مدت زمان زیاد هم مشاهده نشود.  مشاهده و اثبات حضور اجرام لپتوسپیرا در محیط های کشت منوط است به مشاهده متناوب توسط میکروسکوپ زمینه تاریک.

از آنجایی که خواص کشت و مورفولوژی (شکل ظاهری) لپتوسپیراها بسیار شبیه هم میباشد، طبقه بندی اجرام جدا  شده بستگی به خواص سرولوژیکی آنها دارد.  براساس آزمایش آگلوتیناسیون میکروسکوپیک (MAT)  که در آن از آنتی سرم اختصاصی استفاده میشود، سروتیپهایی که دارای آگلوتیناسیون اصلی مشترک دارند جهت سهولت کار در یک سروگروپ طبقه بندی میشوند.

کشتهای ناشناخته از آن استفاده میشود.

طبقه بندی اسپیروکتهای لپتوسپیرا ، طی سالیان متمادی دچار تغییرات فراوان شده است و در شرایط موجود طبقه بندی لپتوسپیراها بر دو اساس صورت می پذیرد :

ـ بر اساس نوع آنتی ژنهای آگلوتینان

در این روش 23 ( SEROGROUP ) شناسایی گردیده که بیش از 250 ( SEROVAR ) در میان آنها طبقه بندی می گردند آنتی سرمی که بیشترین واکنش متقاطع را در یک سروگروپ نشان دهد معرف همان سروگروپ خواهد بود و برای تشخیص.
ـ بر اساس مطالعات زنجیره DNA

در این روش 8 (GENOMOSPECIES) شناسایی گردیــده که حـدود 250 (SEROVAR ) در میان آن طبقه بندی می گردند .

اپیدمیولوژی

از مهمترین عوامل مؤثر در بقای لپتوسپیرا در طبیعت و انتقال آن به حیوانات می توان به موارد زیر اشاره نمود :

شرایط محیطی

ـ میکــروارگانیزم در PH کمتر از 6 یا بیشتر از 8 قادر به ادامه حیات نمی باشد .
ـ میکــروارگانیزم در درجه حرارت بالاتر از 42 درجه سانتیگراد از بین می رود ولی در مقابل سرما و انجماد نسبتاً مقاوم است .
ـ میکــروارگانیزم در آبهای سطحی ، برای مــــدت طولانی زنده باقی می ماند و مدت حیات باکتری در آبهای راکد به مراتب بیشتر از حیات آن در آبهای جاری است .

ـ موارد بیماری معمولاً در فصولی از سال که از میزان بارندگی بیشتری برخوردار است ، افزایش می یابد .همچنین موارد بیماری در مناطق گرم و مرطوب بیش از سایر مناطق می باشد .

میزبانها و ناقلین

میزبان تصادفی ( اتفاقی) :

به گروهی از حیوانات اتلاق می شود که پس از آلودگی به لپتوسپیرا ، به فرم کلینیکی بیماری مبتلا گردیده ولی بهبودی می یابند و میکروارگانیزم را برای مدت زمان کوتاه ( پس از بروز علائم و بهبودی ) منتشر می سازند .

میزبان نگهدارنده (ناقل ـ مخزن) :

به گروهی از حیوانات اتلاق می شود که پس از آلودگی به لپتوسپیرا ، به فرم کلینیکی بیماری مبتلا نشده ، بلکه بیماری در آنها به فرم مزمن تبدیل گردیده و به عنوان ناقل ( CARRIER )میکروارگانیزم را برای مدتهای طولانی منتشر می سازند .

نکته مهم

برخی از حیوانات ممکن است برای یک سرووار به عنوان میزبان تصادفی عمل نموده و برای سرووار دیگر به عنوان مخزن و ناقل میکروارگانیزم مطرح باشند .

ـ عفونت لپتوسپیرایی در تعداد کثیری از گونه های مختلف پستانداران و برخی از خزندگان ایجاد می شود .
ـ سرووارهای مختلف لپتوسپیرا دارای یک ارتباط منحصر با گونه های خاصی از حیوانات می باشند و بسیار محتمل است که هر گونه شناخته شده از جوندگان ، جانوران کیسه دار ، پستانداران ، پستاندارن دریایی به عنوان ناقل و منتشر کننده حداقل یک سرووار لپتوسپیرا مطرح باشند .

ـ ناقل بسیاری از انواع مختلف سرووارهای لپتوسپیرا ، انواع مختلف جوندگان می باشند .
ـ سرووارهای مختلف لپتــوسپیرا از انـواع حیوانات اهلی نظیر گاو ، گوسفند ، بز واسب جدا گردیده است و حیوانات اهلی به عنوان میزبان تصادفی یا مخازن سرووارهای مختلف لپتوسپیرا مطرح می باشند .
ـ سرووارهای مختلف لپتوسپیرا از انواع مختلف حیوانات وحشی ( نظیر گراز ، شغال ، موش صحرایی، آهو و … جدا گردیده و برخی از آنها نظیر راسو ناقل سرووارهای مشخصی از لپتوسپیرا می باشند . با اینوجود نقش حیوانات وحشی در انتقال میکروارگانیزم به حیوانات اهلی ناشناخته باقی مانده است .

منبع آلودگی

مهمترین منبع آلودگی ، حیوانات مبتلا به لپتوسپیروز می باشند . این قبیل حیوانات ( بدون در نظر داشتن بروز یا عدم بروز علائم بالینی ) ، از طریق ادرار ، جنین سقط شده و ترشحات رحمی آلوده ، سبب انتشار لپتوسپیرا در مراتع ، آبگیرها ، انبار خوراک دام و آبشخوارها و … می گردند . شیر حیوانات مبتلا و همچنین اسپرم ، در مراحل خاصی از بیماری ، در هر گونه حیوانی از منابع انتشار آلودگی بشمار می روند .

روش انتقال بیماری

باکتری، معمـولاً از طریــق مسیرهای یاد شــده در زیر به میزبان منتقل می گردد :

ـ جراحات موجود بر روی پوست و بافت مخاطی
ـ ملتحمه
ـ استنشاق ذرات آلوده ( بویژه ذرات آلوده شده بوسیله ادرار حاوی جرم )
ـ مصرف مـواد خشبی آلوده به جرم (که باعث ایجاد جراحت در دهان می گردند ).
ـ انتقال بیماری از طریق جفت به جنین
ـ انتقال به حیوانات شیرخوار از طریق شیر آلوده و حاوی جرم
ـ انتقال جرم بوسیله اسپرم آلوده ، به حیوانات دریافت کننده اسپرم
ایجاد کانونهای آندمیک بیماری به موارد زیر وابسته است :
ـ موجود بودن سرووار خاص در محیط
ـ فراهم بودن و وجود میزبان ناقل مناسب ( برای سرووار موجود )
ـ وجود زیستگاه و بوم مناسب برای زندگی میزبان

پاتوژنز
ـ لپتوسپیروز به فرمهای مختلف بالینی نظیر فرم حاد ، تحت حاد ، مزمن و نیز فرم فاقد علائم بالینی تظاهر می یابد و بیماریزایی آن به دلیل برخی از خصوصیات میکروارگانیزم به شرح زیر می باشد :
ـ تولید همولیزین توسط میکروارگانیزم سبب همولیز وسیع داخل عروقی گردیده و باعث هموگلوبینوری می شود .
ـ تخریب دیواره سلولی عروق و ایجاد پتشی گسترده
ـ تخریب عروق کلیوی و همولیز شدید داخل عروقی ، آنوکسی آنمیک و نفروز هموگلوبینوریک
ـ تجمع باکتری در پارانشیم کلیه و ایجاد نفریت و دفع جرم از طریق ادرار
ـ مرگ حیوان به دلیل سپتی سمی ، آنمی همولیتیک و اورمی
ـ سقط جنین ( چند هفته پس از سپتی سمی ) به دلیل ضایعات ایجاد شده در جنین
ـ انسفالیت به دلیل تجمع باکتری در سیستم اعصاب مرکزی

علائم بالینی 

ـ گاو 
لپتوسپیروز در گاو به فرم حاد ، تحت حاد و مزمن مشاهده می گردد .
علائم فرم حاد عبارتند از :
تب ( 5/41 ـ 5/40 درجه سانتیگراد ) ، بی اشتهایی ، ایجاد پتشی در مخاطات ، دپرسیون ، زردی و رنگ پریدگی مخاطات ، دیسپنه ، کاهش شیر همراه با مشاهده لخته های خون در آن ، قطع کامل شیر و شل شدگی و نرمی پستان ، تورم پستان ، سینوویت و لنگش شدید ، مرگ و میر به میزان 5 درصد ، سقط جنین به میزان 30 درصد .
علائم فرم تحت حاد بیماری مشابه با فرم حاد ولی خفیفتر از آن است و ممکن است همه علائم در یک دام مشاهده نگردد . در فرم مزمن بیماری به استثنای سقط جنین ( که در گله ممکن است فراگیر شود ) علائم قابل توجه دیگری مشاهده نمی شود .
ـ گوسفند و بز 
بیماری در گوسفند و بز کمتر اتفاق می افتد و علائم قابل توجه آن شامل دیسپنه ، همـوگلوبینوری ، زردی و رنگ پریدگی مخاطات ، قطع تولید شیر ، سقط جنین و مرگ پس از گذشت حدود 12 ساعت از بروز علائم حاد بیماری می باشد .
ـ اسب 
اسبها معمولاً به فرم تحت حاد بیماری مبتلا مشوند و مهمترین علائم بیماری شامل زردی ، دپرسیون ، سقط جنین و افتالمی پریودیک ( با علائم ترس از نور ، افزایش ترشح اشک ، ورم ملتحمه و کراتیت ) می باشد .
بهبودی از یک عفونت لپتوسپیرایی به موارد زیر وابسته است :
ـ میزان آسیبهای وارد شده به بافتها
ـ پاسخ ایمنی بدن
ـ قابلیت بافتها برای ترمیم و بازگشت به فعالیت طبیعی
عفونت مجدد با سرووار اولیه ایجاد کننده بیماری ، به دلیل ایمنی ایجاد شده در عفونت اولیه معمولاً به ندرت اتفاق می افتد .ایمنی ایجاد شده در بدن برای یک سرووار یا گروه مربوطه به آن اختصاصی است و احتمال ایجاد آلودگی با سایر سرووارها موجود می باشد .

روشهای مناسب برای کاهش خطرات بیماری
چهار روش مناسب برای کاهش خطرات لپتوسپیروز و کنترل بیماری عبارتند از :
1. شناسایی حیوانات آلوده (یا مبتلا)
ـ به روش سرولوژی با بررسی آنتی بادی
ـ به روش کشت و جداسازی عامل بیماری
ـ روش PCR
2. درمان
ـ با استفاده از آنتی بیوتیکها
ـ درمان علامتی حیوانات دارای علائم بالینی
ـ ضد عفونی و رعایت موازین بهداشتی
3. مطالعه تاریخچه بیماری
ـ مطالعه سوابق بیماری در حیوانات
ـ مطالعه تاریخچه بروز بیماری در مناطق
4. پیشگیری
ـ واکسیناسیون ـ مراقبت
ـ کنترل جمعیت جوندگان ـ آموزش و بهداشت
ـ جداسازی ناقلین ـ رعایت بهداشت مشاغل

روش سرولوژی 

از آنجا که سیستم ایمنی برخی از حیوانات در مقابل عفونت لپتوسپیرایی واکنش سرولوژیک نشان نمی دهد ، از اینرو روشهای سرولوژی بعنوان روش تشخیص لپتوسپیروز مورد استفاده قرار نمی گیرند .
MAT ( MICROSCOPIC AGGLUTINATION TEST )  به عنوان یک آزمایش سرولوژیکی استاندارد در بررسی آلودگیهای لپتوسپیرایی مورد استفاده قرار می گیرد

 برخی از اشکالات آزمایش فوق عبارتند از :
ـ دارای مخاطرات بهـداشتی برای تکنسین آزمایشگاه بوده و روشی کند می باشد .
ـ قرائت نتایــج وابستگی فراوانی به تجربه و مهارت تکنسین آزمایشگاه دارد .
ـ کیفیت آنتی ژن مورد استفاده ، در شرایط مختلف می تواند دچار تغییر شود .
ـ به دلیل پاسخهای مختلف و متفاوت سرووارهای لپتوسپیرا در آزمایش ، تفسیر نتایج بسیار دشوار است .
ـ این آزمایش قادر به شناسایی حیواناتی که عامل بیماری را از طریق ادرار دفع می کنند ولی در آزمایش سرولوژیکی منفی هستند ، نمی باشد .
ـ برای بررسی گروههــای مختلف سرمــی لپتوسپیرا ، مقادیر انبوهی از آنتی ژن مورد نیاز است .
ـ واکنشهای متقاطع در میان سرووارهای مختلف از سروگروپهای متفاوت ، موجود می باشد .
ـ آزمایش قادر به تشخیص وضعیت آلودگی در یک حیوان نمی باشد .

نکته مهم

در صورتی که آزمایش به فواصل چند هفته ، دوباره تکرار شود ، احراز افزایش میزان آنتی بادی یا بالا ماندن سطح آن ، شاخص مناسبی برای تشخیص آلودگی محسوب می گردد و انجام یک نوبت آزمایش برای تشخیص آلودگی در انسان و حیوان ، فاقد ارزش می باشد .

روش کشت و جداسازی 

کشت و جــداسازی عامل بیماری ، روش مناسبی برای تشخیص بیمـاری ( بویژه در مراحل اولیه آن که با تب همراه است ) محسوب می گردد . با اینوجــود برخی از اشکالات روش کشت و جــداسازی به شــرح زیر می باشد :

ـ کشت در محیط مایع نیاز به زمان طولانی ( 20 ـ 3 روز ) دارد

ـ تشخیص هویت سرووار جدا شده نیاز به زمان طولانی دارد .

ـ انجام آزمایش نیازمند رعایت شدید شرایط آسپسی می باشد .

ـ جداسازی سرووارهای کند رشد ، بسیار دشوار است .

ـ با توجه به دشــوار بودن جداسازی عامل بیماری از حیوانات به ظاهر سالم ، ارزش این روش در شناسایی حیوانات ناقل بسیار کم است .

روش تشخیص DNA

روش PCR به عنوان روش تشخیصی مناسبی برای DNA لپتوسپیرا مطرح است . این روش سریع بوده و نتایج آن مورد اعتماد می باشد . انجام روش PCR نیاز به آزمایشگاههای مجهز و نمونه های DNA رفرانس دارد .

درمان با آنتی بیوتیکها

سرووارهای مختلف لپتوسپیرا در مقابل انواع آنتی بیوتیکها ( به استثنای کلرامفنیکل و ریفامپیسین ) حساس می باشند .انواع آنتی بیوتیکهای پیشنهاد شده برای درمان لپتوسپیروز ( و فواید و مضرات آنها ) به شرح زیر می باشد :
پنی سیلین

ـ میزان دز نسبتاً بالایی در درمان مورد نیاز است .
ـ با مشکلات ازدیاد حساسیت همراه است .
ـ در شیر و گوشت حیوانات مورد درمان ، باقیمانده به جای می گذارد .

منابع

سایت پزشکی